« يـــار کجـــاســت ؟ »

اينبار ميخواهم با تو سخن بگويم. از تو، با زبان نی، که زبان درد است و سوز، و همنوای ناله دردمندان مشتاق و مشتاقان مهجور. آنان که از هستی خويش دور مانده اند. از همه چيز خويش، از چون تويي که هستی حقيقت توست.


کاش ميدانستم در کدام کوه و صحرا مسکن گزيده ای. کاش ميدانستم کدامين سنگريزه ها خاک پايت را به چشم ميکشند. کاش ميدانستم کجايی. کاش ميدانستم. تو با مايی. در دل مايی. از هر کس و هر چيز نزديکتر. تو در هر جايی. در همه جايی. هر که در هر جا هست هستی خويش را از تو دارد. کوچکترين گياه که در آن گوشه طبيعت قطره ای نوش ميکند ، از جويبار سرانگشتان تو مينوشد. و بزرگترين کهکشان که در پهندشت آسمان در حرکت است از تاب گوشه دستار تو چرخ ميگيرد. آب که جاری ميشود با اشارت تو ميرود. و نسيم، هنگام که ميوزد از نفس پاک تو سير ميگيرد. پای تو زمين را ميگرداند و دست تو زمان را به پيش ميراند و مرا چون قلم ميگردد از عنايت توست. ای والی ملک وجود!


آب حيات آنست که بر لعل لب داری. مجمع دلهای پريشان، آشفته گيسوی تو. خورشيد، وامدار جبين گشاده ات و ماه، شرمسار درخشش چشمان توست. و اينک و اينجا و هرگاه و هر جای، هر دردمند که به فتور و سستی بر زانوی خويش کمر راست ميکند ترا ميخواند. هر افتاده ای که پای خواستن ندارد نام ترا زمزمه ميکند و هر مانده که اميد رفتنش نيست ـ گرچه خويش نداند ـ چشم به دری دارد که تو باز آيی. بگذار ناله کنم ـ با نی ـ و بنالد بی تو. بگذار بناليم. بنال ای نی. بنال.


بی تو دردها را درمان نيست. هيچ ره را پايان نيست. بی تو همه چيز نيست است، نيست. بی تو هيچ نيست، که همه چيز تويی. ميدانم.


اينک با تو سخن ميگويم، می نالم و می سوزم، از شوق و از درد، و در انتظار. در انتظار روزی که بازگردی و دلهای بيمار منتظران را به ديدار خويش مرهم نهی و جانهای خسته مشتاقان را قرار بخشی. و باشيم و باشی. و پروانه سان برگرد شمع وجودت حلقه زنيم و در دامنت آويزيم و به اشک چشم گرد سفری دراز از پايت بشوييم و خاک پايت را سرمه ديدگان کنيم و ...... تو باشی و ما و... ديگر هيچ.


« سلامنامه؛ محمد رضا زائری »

/ 24 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
جلوه

سلام دوست عزيزم بهترين وبلاگی که ديدم وبلگ شماست واقعا دست مريزاد بالای تخت يوسف زهرا نوشته اند هر يوسفی که يوسف زهرا نمی شود در ضمن نوشته هاتون هم بسيار زيبا هستند در پناه امام مهدی يا حق

علی

مستفيض شدم. اجرتون با آقا.

نشسته به راه

سلام خواهر گلم !ميلاد بهانه خلقت عالميان ، کاملترين آدميان ، رسول خاتم رحمه للعالمين و حضرت جعفربن محمدالصادق بزرگ آيين مان را به پيشگاه مقدس يادگار حضرت زهرای مرضيه سلام الله عليها و بعد به تو عزيز دلم تبريک می گويم بيا با هرچه حسرت و تمنا که در دل داريم ظهورش را آرزو کنيم ...

يه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه

دوست منتظر سلام .... خجسته ميلاد بهترين و محبوبترين عبد خداوند ختم رسل يکتا دليل آفرينش حضرت محمد صل الله علیه و آله وسلم و فرزند پاکش امام ششم حضرت جعفر ابن محمد صادق اهل بيت عليه السلام را به محضر مبارک امام عصر ارواحنا الفداه و شما دوست منتظرم تبريک عرض می کنم .... به اميد ظهور.

امین

سلام . عيد شما مبارک . جديدا خيلی فرجها داره تو زندگيا پیش مياد . برای شما اينطور نبوده؟ آيا اين از نشانه های فرج بزرگ يعنی ظهور نيست؟

مهدی فاطمه سلام!

ولادت حضرت محمد (ص) و ولادت امام جعفر صادق (ع) رو به ارباب نازنينم پسر فاطمه و همچنين به نائب بر حقش و همه عاشقان ومنتظرانتان تبريك عرض مي نمايم......منتظر حضور سبزتان هستم....یا مهدی

bedooneesm

ميلاد پيامبر عزيزمان وامام صادق امام شيعيان را تبريک ميگويم،به منم سر بزنی خوشحال ميشم

حیرانی

ابر سفید متورم و ملتهب و بهاری نگاهش کردم تا از رو برود از روی بام تقه به در زدم و دراز شدم تا کاغذ را باد نبرد پرنده ی محبوبم محو شد و دوباره آمد به خیالم همچنان کف می زدند ناگهان ایستادند تا همسایه سرش را پایین انداخت و سلام نگفت می خواستم کلاغ ها را با تیر و کمان بزنم اما دیدم فایده ندارد --------------------------------------------------------------------------------

حريم ياس

روزی خواهد آمد .. روزی که دنيا جاده وسيعی شده که به هيچ جا نمی انجامد .. موعود منتظر انتظار چشم هايي را می کشد که جز ناله و آه چيزی ندارند .. سلام .. وبلاگت قشنگ شده .. مطلب زيبايی هم بود .. در انتظار روزی که بازگردی و دلهای بيمار منتظران را به ديدار خويش مرهم نهی و جانهای خسته مشتاقان را قرار بخشی. و باشيم و باشی.. به ما هم سر بزنيد .. التماس دعا يا علی .. .